• وبلاگ : قاتي پاتي !!!
  • يادداشت : در قير شب از کتاب آبي سهراب...
  • نظرات : 12 خصوصي ، 12 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    قسمت هفتم :)))) ميفهمم منم خيلي سرم شلوغه يک هفتست وب نيومدم...گفتم نقشه رو زودتر بگم که وارد ماجرا شيم
    پاسخ

    هييي.... رويا تا خواستم بيام بخونم نتم قطع شد.... گلم الان ميام ميخونم.... معذرت
    خيلي خوببببببببببب بوووووود
    :)) راستي داستانتو اپ کردي منو خبر کنا
    قسمت ششم داستانم
    پاسخ

    تنکس يو! چسم آجي گلي.... باش ميام مي خونم

    سلام

    سال نو مبارک...گل تقديم شما

    دعوتيد به خوانش اولين پست امسال «دنيا چه خوب مي شد اگر ...»؛

    به اميد ديدار...

    پاسخ

    سلام ممنون از بازديدتون. جشم حتما ميام
    عسيسم بيا به اين ادرس مال يکي از دوستاي گلمه
    http://sima-j-1380.blogfa.com/#
    سلام عسيييييسم
    آدرس وبم عوض شده اين آدرس جديده
    dokhmalooneh130.blogfa.com

    پاسخ

    سلااااام عجقم باشه خانومي از اين به بعد ميام اونجا
    اره اره خوب شد گفتي چون من چند صفحشو نوشتم...ولي خب ننويسم هم باز بد ميشه چون فقط روي مارکوس زوم کرديم و لوکاس يهو از داستان ميره...اينطوري هم خواننده ها يکم اذيت ميشن...
    سعي ميکنم يا کم بنويسم يا کلا مختل کنم
    پاسخ

    آره اينطوري بهتر ميشه... جذابيتشم خيلي زياد تر ميشه... يه نوع تنوع هم توش هس.... باباي خانوم گلي
    چطوري دختر؟؟ نکنه نيمه گمشدتو پيدا کردي!!!
    خيييييييييييييليييييييييي نامرديييييييييييييييييي
    پاسخ

    خوبم دختر. تو چطوري دختر... نه بابا! نيمه گم شده کجا بود دختر. خب معلومه که نامردم دختر، چون من دخترم دختر اگه مرد بودم اونوقت بهم ميگفتي نامرد بهم بر مي خورد دختر. ولي الاان چون دخترم از حرفت استقبال مي کنم دختر..... يه بووووووس گنده هم واسه تو دختر

    خيلي خيلي زيبا بود

    پاسخ

    نظر لفطه دوست جوني.....
    قسمت پنجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
    با شروع ماجراي اينا همراههراستي نظرت چيه يه تيکه از داستان از زبان لوکاس باشه؟
    پاسخ

    اوووو...... رويا ببخشيد دير شد من وافعا معذرت مي خوام باشه الان ميام مي خونم عزيزم ببخشيد... واقعا ببخشيد..... نمي دونم هر جور که خودت دوست داري اما به نظر من از زبان کس ديگه اي داستانو ننويس چون خودم تجربه کردم مي گم. راستش من رماناي خيلي خيلي زيادي خوندم طوري که نمي تونم الان بشمرمشون خب بعضي از اونا هم همينجوري بودن يعني داستان از زبان کس ديگه اي هم روايت شده بود اما اين زياد واسه شخص خواننده جالب نمي شه چون خواننده به طرز رفتار و افکار راوي اول عادت کرده و داستانو بنا بر افکار اون تنظيم کرده تو ذهنش اينکه يهو گفتار، رفتار، افکار و... راوي عوض بشه زياد جالب نمي شه چون خواننده بايد خودشو به يه آدم ديگه و يه طرز فکر ديگه عادت بده و اين کار آسوني نيست يعني جذابيت داستان از بين ميره. بازم هر جوري که خودت دوست داري من فقط نظر خودمو گفتم.... بووووس